هات بت : پله معیاری بود که همه بازیکنان بزرگ دیگر با او سنجیده می شوند

[ad_1]
سایت هات بت
hotbet سایت
site hot bet
سایت هات بت 90
سایت hotbet90

پله چهار حرف، دو هجا. و یک کلمه رمز جهانی. مفهومی که همه بدون توجه به نزدیکی — یا فاصله — از بازی زیبا درک می کنند.

پله – این کلمه – نه فقط برای هواداران، بلکه برای افرادی که هرگز یک بازی فوتبال را تماشا نکرده بودند، و همچنین برای کسانی که از این ورزش اما متنفر بودند معنی داشت. از این نظر، او قبل از دیوید بکهام، دیوید بکام بود. مایکل جردن قبل از مایکل جردن او با هر معیاری که انتخاب کردید، اولین فوق ستاره جهانی شده بازی بود: تجاری، حضور رسانه ای، دستمزد. اوه، و او سه جام جهانی را نیز برد، که ضرری نداشت.

او نقطه مرجع برای کل جهان و بزرگترین ورزش آن بود. او به یکباره ورزش را تعریف کرد و از آن فراتر رفت. او برای افراد وسواسی که صدها مایل سفر کردند تا ببینند او در حال تمرین – چه رسد به بازی – با سانتوس یا تیم ملی برزیل، معنی داشت، و برای کسانی که فقط آگاهی مبهم از این ورزش دارند، معنایی داشت.

تعداد فوتبالیست هایی که اغلب با او مقایسه می شدند را در نظر بگیرید. کمی وقت خود را در گوگل بگذرانید و از کف خواهید گرفت. از زیکو، نسخه اصلی، تا رادنی مارش. از وین رونی گرفته تا ادوارد استرلتسف و یوهان کرایف. این در مورد ظاهر شما یا نحوه بازی شما هم نبود. این در مورد این بود که چقدر می توانید عالی باشید. این همان چیزی بود که پله بود — معیار نهایی.

– هم تیمی های برتر پله، از گارینچا تا “حمله رویایی”
– گالری عکس: حرفه بازی و زندگی پله در تصاویر
– خداحافظی با ‘شاه’: جهان فوتبال به مرگ پله واکنش نشان داد

تصادفی نیست که پدیده رسانه ای پله با کوچک شدن بزرگ جهان که به دلیل تحولات ارتباطات به وجود آمده بود، همزمان شد. در طول دوران حرفه‌ای او که با سانتوس در برزیل در سال 1956 شروع شد و در سال 1977 با نیویورک کاسموس در ایالات متحده پایان یافت، تلویزیون در همه جا نفوذ کرد.

با رشد روزافزون تلویزیون، در برخی جاها به معنای داشتن تلویزیون در آشپزخانه و اتاق خواب و همچنین در اتاق نشیمن بود. در جای دیگر، به این معنی بود که بالاخره یکی را در خانه، محله یا روستای خود داشته باشید. و وقتی نوبت به فوتبال می رسید، بیشتر اوقات پله حلقه اتحاد بود. برخی او را بیشتر می دیدند و برخی کمتر. اما همه او را در نقطه‌ای دیدند، زیرا جام‌های جهانی — و افسانه‌هایی که خلق کردند — توسط تلویزیون بزرگ‌نمایی و تقویت شدند.

وقتی او اجرا کرد، این یک رویداد بود، و باید او را زنده می گرفتید: هیچ بسته برجسته ای روی تلفن شما ظاهر نمی شد، هیچ مرکز ورزشی در ساعت 11 وجود نداشت. با این حال، او همچنان موفق شد نه از طریق کلیپ های 40 ثانیه ای، بلکه از طریق word به ویروسی شدن تبدیل شود. از دهان ستارگان جهانی امروزی از طریق پخش جریانی و رسانه های اجتماعی، تصاویر GIF و تبلیغات، میم ها و بنرها بر روی صفحه نمایش ما ظاهر می شوند. پله یک راه داشت — تلویزیون شبکه — و نوار دسترسی به مراتب بالاتر از امروز بود.

او در سیاه و سفید ظاهر شد و دو دهه بعد در تکنیکالر به پایان رسید. این فقط کاری نبود که او در زمین انجام داد. لبخند مسری بود، درخشش آگاهانه در چشم غیر قابل مقاومت بود. پله این نقش را پذیرفت و زودتر از یک سوپراستار به سفیر/موسسه تبدیل شد. او احتمالاً قبل از دیگران “آن را دریافت کرد”.

سه دهه قبل از بکهام، پله به ایالات متحده آمد و وظیفه داشت فوتبال، ورزش آینده، را به ورزش اصلی حال حاضر تبدیل کند. مانند بکهام، اگر هدف این بود که یک نوع فوتبال را به چیزی مسلط مانند دیگر فوتبال تبدیل کند، او هم کوتاه آمد. اما مانند بکهام، اگر هدف افزایش آگاهی و کاشت بذری بود که ممکن بود سال‌ها بعد برداشت شود، موفق شد.

دولت برزیل پله را یک “گنجینه ملی” اعلام کرد و عملاً تلاش برای جذب او را برای یک باشگاه اروپایی غیرممکن کرد. او در آن زمان 21 سال داشت، که وقتی به آن فکر می‌کنید فوق‌العاده است و این کار او را در دو سطح مشخص کرد.

اول، به این معنی بود که بیشتر مردم جهان فقط او را به صورت پراکنده می دیدند: جام جهانی، بازی های دوستانه جذاب، هر دو با سلکائو و با سانتوس، و جام بین قاره ای، زمانی که سانتوس قهرمان کوپا لیبرتادورس شد. و در آن صحنه، او تقریباً همیشه ارائه می کرد. در بین آن نگاه‌ها، جهان فراتر از برزیل خود را با پژواک آن اجراها حفظ کرد.

این افسانه خود سوخت و خود ماندگار بود. چگونه می تواند باشد؟ گلی که به سوئد در فینال جام جهانی 1958 زد، زمانی که توپ را روی سینه گرفت، چرخید، آن را روی سر یک مدافع کوبید و به خانه کوبید؟ ضربه سال 1962 در مقابل مکزیک، زمانی که او توپ را در نیمه خود برداشت، به فضا شتاب داد، مدافعان را یکی پس از دیگری شکست داد (در مجموع شش نفر) و سپس توپ را به کرنر فرستاد؟ و البته گل سر در فینال جام جهانی 1970 مقابل ایتالیا که با یک جهش بزرگ تارسیزیو بورگنیچ را شکست داد؟

مرحوم بورگنیچ سالها بعد به من گفت: «صلیب وارد شد و هر دو تا آنجا که می توانستیم بالا پریدیم». “سپس من به زمینی که به آن تعلق دارم پایین آمدم. و او آنجا ماند، جایی که به آن تعلق دارد، و گل زد.”

اینها فقط اهداف هستند. پله، حتی زمانی که از دست می داد، نمادین بود، مانند ظاهری باورنکردنی که لادیسلائو مازورکیویچ از اروگوئه را در سال 1970 گیج کرد، زمانی که او عمدا از کنار توپ عبور کرد و دروازه بان را در جای خود ثابت کرد.

این لحظات در حافظه جمعی محو می شوند زیرا البته در بزرگترین صحنه اتفاق افتادند، اما همچنین به این دلیل که برای بیشتر نقاط جهان، آن مشاهده پله نادر بود. بازی‌های هفته‌ای و هفته‌ای او با سانتوس، دید جهانی را برای تیم اروپایی مانند رئال مادرید که در موارد متعدد سعی در جذب او داشت، نداشت. در حالی که لیگ برزیل در آن زمان یکی از بهترین های جهان بود، اما به سادگی مورد توجه جهانی قرار نگرفت.

و دوم، این آگاهی زودهنگام – خیلی زود – را ایجاد کرد که پله چیزی بیش از یک فوتبالیست فوق العاده با استعداد است. او مردی بود که برای چیزی ایستاد. در واقع خیلی چیزها ماشین رسانه ای او را با قدرت آغشته کرد. او آن را در آغوش گرفت و در صورت امکان از آن به عنوان نیرویی برای خیر استفاده کرد.

آن برچسب “گنجینه ملی” جنبه تاریکی نیز داشت. او می‌دانست که این امر او را به ابزاری برای دیکتاتوری نظامی تبدیل کرد که از سال 1964 به مدت دو دهه بر برزیل حکومت کرد. منتقدان می‌گویند که این امر رژیم را قادر می‌سازد تا پله خندان را در اطراف رژه برود تا نشانه‌ای از اینکه همه چیز خوب است، به‌ویژه در موضوعاتی مانند نژاد و نژاد. نابرابری. اگر یک آفریقایی برزیلی که در یک فاولا فقیر به دنیا آمده بود، می توانست موفق، ثروتمند و محبوب باشد – و مورد علاقه رژیم باشد – مطمئناً هیچ مشکلی وجود نداشت؟

پله در بیشتر عمر خود حداقل در انظار عمومی غیرسیاسی باقی ماند و گفت که “سیاست را نمی فهمد” و از افراط و تفریط بی رحمانه رژیم نظامی، به ویژه در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970 بی خبر بود. برخی با یکی از معاصران او، محمد علی، که موضع قاطعانه ای سیاسی علیه جنگ ویتنام اتخاذ کرد، پیش نویس را رد کرد و در نتیجه برای سه سال و نیم از بوکس خارج شد، مشابهت می کنند. چنین مقایسه هایی ناعادلانه به نظر می رسد. علی بهای سنگینی پرداخت، اما در دموکراسی که آزادی بیان را تضمین می‌کرد، سخن گفت. در آن زمان در مورد برزیل پله اینطور نبود.

با این اوصاف، زمانی که دولت برزیل در سال 1973 و قبل از جام جهانی 1974 تلاش کرد او را تحت فشار بگذارد تا از بازنشستگی خارج شود – او در سال 1971 در 30 سالگی تیم ملی را ترک کرده بود تا روی فوتبال باشگاهی تمرکز کند – او آنها را رد کرد. . پله بعداً فاش کرد که در آن زمان از شکنجه و سرکوبی که رئیس جمهور مستبد برزیل، امیلیو گاراستازو مدیچی به کار گرفته بود، آگاه شده بود.

او در مصاحبه ای در سال 1999 گفت: «ارتش سعی کرد مرا مجبور کند. من با سؤالات مالیاتی تحت فشار قرار گرفتم، اما تصمیم گرفتم به سمت خود بمانم».

برزیل در نیمه نهایی آن جام جهانی مغلوب هلندی ها شد. هنوز 33 سال دارد و فصلی را که او را به عنوان بهترین گلزن لیگ برزیل به پایان رساند، ممکن است داستان متفاوتی برای برزیل در سال 1974 باشد. او ممکن است چهارمین جام جهانی را فتح کند و در ششمین جام جهانی شرکت کند، که هر دوی آن ها هر دو بود. رکورد می شد. اما او دیگر اجازه نمی داد از خود به عنوان نماد چیزی که از آن نفرت داشت استفاده شود.

موقعیت و جذابیت پله او را به همان اندازه برای تبلیغ‌کنندگان و بازاریابان ارزشمند کرد. او اولین ارتباط بزرگ جهانی ورزش خود بود. شرکت‌ها این را فهمیده‌اند، به همین دلیل است که شما او را در تبلیغات تقریباً برای هر برند زیر آفتاب دیده‌اید: از پپسی گرفته تا لویی ویتون، از Subway تا Ray-O-Vac، از Puma تا Head and Shoulders، از Viagra تا FIFA 14.

بازی

1:55

فرناندو پالومو از ESPN درباره میراثی که پله به عنوان یک بازیکن فوتبال و سفیر جهانی از خود به جای می گذارد صحبت می کند.

اما پله نیز پس از آن، بیش از دو دهه به عنوان سفیر سازمان ملل متحد خدمت کرد و در سازمان های خیریه و سازمان های بی شماری که از تغییرات اجتماعی حمایت می کردند، خدمت کرد. وقتی صحبت می‌کرد، اغلب شبیه یک سیاستمدار به نظر می‌رسید، اما آن آدمی که شما دوست دارید، کسی که حرف‌های درست را به جمعیت درست می‌گوید.

او تا آخرین روزهای زندگی‌اش به همین منوال ادامه داد، در سرتاسر جهان حرکت کرد، و هر پیامی را که احساس می‌کرد باید منتشر کند – گاهی برای پول، گاهی برای ارزش‌هایی که به آنها اعتقاد داشت، اما بیش از همه نماینده خود، پله و جهان بود. تصوری از او و اینکه او کیست و این، اشتباه نکنید، مسئولیت بزرگی بود.

و چیزهای زیادی برای زندگی کردن.

در زمین، این واقعیت که 20 سال طول کشید تا شخص دیگری – دیگو مارادونا – ظهور کند که بتواند به طور قانونی یک بحث “برترین تاریخ” را آغاز کند، همه چیز را می گوید. و بعد از آن ۲۵ سال دیگر طول می کشد تا نامزدهای دیگر – لیونل مسی و کریستیانو رونالدو – به گفتگو بپیوندند.

این میراث پله است. رکوردهای او ممکن است سقوط کنند، زیرا تقریباً همه رکوردها در نهایت جای خود را به سیر زمان می دهند. اما وضعیت GOAT پله در زمانی که بازی پررونق بود و دنیای فوتبال در حال کوچک شدن بود برای همیشه باقی خواهد ماند. زندگی او پس از بازنشستگی نیز همینطور خواهد بود، زمانی که او جایگاه نمادین سفیر را که بر او تحمیل شده بود پذیرفت و از آن به عنوان نیرویی برای خیر استفاده کرد و تا روز مرگش کار کرد.

به همین دلیل است که آن دو هجا قدرت خود را حفظ می کنند. آنها کلیدهای جهانی هستند که می توانند قفل را به روی قلب تقریباً هر طرفدار فوتبال باز کنند.

Pe-le.

ما می دانیم که این به چه معناست. و ما می دانیم که منظور او چیست. همه انجام دادند.

hotbet
hot bet
هات بت
hotbet 90
site hotbet

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *